پیش‌نوشت ۱ : بحث مربوط به طب سنتی اسلامی شاخه ای از یک رشته بحثهای گسترده است و آنچه دراینجا مینویسم صرفا برداشت محدود من است و ادعای بی‌نقصی و کمال ندارد. مشخصا آنچه به عنوان نزاعهای طب سنتی و نوین برپاست تنها بر سر موضوع نیست بلکه اختلافات ریشه‌دار تر از سطح بحث است. در این نوشته قصد ندارم که وارد ریز جزییات و دعواهای گروه های تلگرامی بشوم.
سعی میکنم بیشتر از موضع روش‌شناسی با آن برخورد کنم و موضوع اصلی بحث را گم نکنم، اما قول نمیدهم 🙂

پیش‌نوشت ۲ : درحقیقت هیچ طرح قبلی برای پیش بردن مطلب و ساختارمند کردن آن ندارم و هدف از نوشتن این موضوع هم دسته بندی کردن اطلاعات آشفته ی خودم است. شاید مخاطب هم بتواند استفاده ای کند و بیشتر بر آن اضافه کند. بنابراین پیشاپیش از پراکندگی‌احتمالی نوشته که ممکن است ذهن خواننده را بیازارد عذرخواهی میکنم.

اصلا چرا باید وارد این موضوعات شد؟

اگر بگویم صرفا بخاطر علایق شخصی است شاید از واقعیت دور شده باشم. ضرورت و لزوم را ترجیح میدهم. بنابراین اگر از موضوعی ظاهرا نامربوط مینویسم بیشتر آنرا از جنس ضرورت میدانم تا سلیقه(هرچند که مرز دقیق بین این دو را نمیدانم) ولی میدانم که ضروریات من و تو هم باهم متفاوت است.

سوال:

در حوزه طب مرز بین علم و شبه‌علم کجاست؟ خرافات را چگونه متمایز کنیم؟
آیا طب سنتی با طب نوین قابل جمع است؟
در درمان کدام رویکرد باید گرفته شود؟
آیا علم نوین کامل است و لزوما بهتر از طب‌قدیم پاسخ‌گو است؟
ممکن است در مواردی خود،کاربرد روشهای طب سنتی را دیده باشیم یا حتی تجربه کرده باشیم. پس آیا حق نادیده گرفتن و حتی سرکوب آنرا داریم؟
فردی مراجعه میکند و ادعا میکند که گلودردش با خوردن عسل خوب میشود
فردی دیگر از شما داروی گیاهی برای درمان دندان‌درد طلب میکند
و یا میخواهد که طبع گرم او را در تجویز دارو لحاظ کنید
چه رویکردی باید داشت؟

متن اصلی:

به نظرم دادن پاسخ های کامل و مقنع به پرسشهای بالا در این نوشته،نه ممکن است و نه مطلوب.
پروژه اسلامی کردن علوم  قدمتی طولانی دارد(به اندازه عمر جمهوری اسلامی). تؤوریی که شامل تمامی علوم میشود و تمرکز خود را فعلا بر روی علوم انسانی و بخصوص طب گذارده است.
طب سنتی در ایران نیز بیشتر به طب اسلامی اطلاق میشود.( هرچند که بحث فراتر از موضوع پزشکی است و بسیاری از آنچه مینویسم قابل تعمیم است)

مدافعان طب سنتی مواردی را مطرح میکنند که در اینجا می‌آورم:
-اسناد بسیاری موجود است که دروغگویی و منفعت طلبی شرکت های علمی و دارویی بخاطر کسب منافع هنگفت را افشا میکنند و موارد بسیاری که هنوز برملا نشده نشان میدهد تا چه حد پژوهش های علمی غیرقابل اعتماد  هستند.

-این روش موضوعی من‌درآوردی و جدید نیست بلکه قدمت تاریخی آن در اروپا به پیش از رنسانس برمیگردد.

-رویکرد فلسفی این رشته رویکردی کل نگر است و برخلاف طب نوین که انسان را مادی و ماشینی میبیند و رویکردreductionism دارد. برای انسان اصالت وجودی قایل است و به هر انسان به عنوان موجودی منحصر به فرد نگاه میکند( بیشتر در رشته homeopathy).هر بیماری در هر فرد علت منحصر به فرد دارد و نمیتوان همه را با یک روش درمان کرد.

-“ما بیمار را درمان میکنیم نه بیماری را”

-در ایران با تکیه بر فلسفه مشاع که انسان را ترکیبی از جسم و روح میداند یک تووری کامل و جامع با درنظر گرفتن ابعاد وجودی انسان به دست میدهد.

-این طب برخلاف باور طب نوین، روشمند است و آنهم روش علمی! (برای مطالعه بیشتر میتوانید این مقاله را مطالعه کنید)

-همچنین موارد بسیاری از موفقیت‌هایی موجود است که تا قبل از درمان سنتی با طب نوین قابل درمان نبوده‌اند.

-در طب اسلامی معتقدیم خداوند همانطور که برای خلقت ما برنامه‌ای داشته است راه درمان بیماری ها را نیز در دین به صورت کامل نهاده است، بنابراین تنها کاری که باید کرد این‌است که اسناد تاریخی بیشتری کشف شود تا روز به روز به باروری این علم افزوده شود. با استفاده از آموزه‌های پیامبر و امامان معصوم میتوانیم به روشهایی کامل و جامع در این زمینه دستیابیم.
(دو کلیپ از دکتر حسین خیر اندیش و دکتر روازاده از بزرگان طب سنتی ایران را لینک داده‌ام)

” ما نمی‌توانیم به صرف دیده نشدن چیزی،وجود آن را انکار کنیم”

جمله بالا یکی از اصلی‌ترین مبناهای اطبا اسلامی در دفاع از روش خود است.

طب سنتی

پی‌نوشت: این نوشته بدون مطالعه پست بعدی ناقص است و ارزش محتوایی چندانی ندارد.